دود و دم
اینجا همه دود ودم گرفته است، برو
دل یکسره رنگ غم گرفته است، برو
امروز کمی اتاق مقبوض شده است
من نیزازاین دلم گرفته است، برو
چون شیشه ی غم گرفته با شعله ی تار
این آینه ی تو هم گرفته است، برو
مردان نبرد را دراین مهلکه ها
با سادگی او دوخم گرفته است، برو
سنجاق وچراغ وسیم وسیگار...و دود
کی بهره از این رقم گرفته است؟ برو
آن رنگ شبانه ی جهان سکرات
شعرت به "خدا قسم "گرفته است، برو








