حباب دلواپسي
در پايان ستاره
فلق
حباب دلواپسي را چكه چكه مي نوشد
و پلك هايم كه پر مي گشايند
به باغ روشن انتظار
يك پرنده مرا به مهماني آسمان فرا مي خواند
تا با كوله بار خيس خورشيد
سفر كنم
به فراسوي خويش

حباب دلواپسي
در پايان ستاره
فلق
حباب دلواپسي را چكه چكه مي نوشد
و پلك هايم كه پر مي گشايند
به باغ روشن انتظار
يك پرنده مرا به مهماني آسمان فرا مي خواند
تا با كوله بار خيس خورشيد
سفر كنم
به فراسوي خويش
