تبليغاتX
کم کم درخت می شوم
شعروادبيات

 

تحصيل علم در مدارس اين منطقه سال به سال بي ارزش تر وباافت شدیدی روبرو می شود.علت اصلی آن تضعیف اقتدار معلمان است.در دوره هاي گذشته در نمره دادن وتنبيه معلم صد درصد تصميم گيرنده بودولي امروزه نه.متاسفانه آموزش و پرورش براي بالا بردن درصد قبولي هر منطقه تدابيري انديشيده است؛ اين گونه كه  براي قبولي زير 50 درصد ، توبيخي  و براي 100درصد،تشويقي درنظر بگيرد.وزارت از سازمان ، سازمان ازآموزش وپرورش وآموزش وپرورش از مدير هرمدرسه ومديراز معلمان خود انتظاردارد كه اين برنامه به هر صورت ممكن عملي شود.تنها معلمان هستند كه از دانش آموزان خود انتظار ندارند. طبق اين برنامه، معلمان را بايد به دو دسته تقسيم كرد.معلماني كه براي توبيخ نشدن ،بالاي 50درصدقبولي مي دهندومعلماني كه براي گرفتن تشويقي100درصددانش آموزان خودرا قبول مي كنند. متاسفانه معلم امروزي اگر كمتر از پنجاه درصد قبولي بدهد متهم به كم كاري در كلاس شده وابلاغ توبيخي بر پيشاني او زده خواهد شد كه در امتيازات سازماندهي وديگر موارد براي او تاثير منفي خواهد داشت. بلانسبت بعضي معلمان ،اكثرآن ها به فكر گرفتن تشويقي از سازمان هستند به همين جهت به تمامي دانش آموزان خود نمره قبولي مي دهند تا در پيشگاه آموزش وپرورش وسازمان خودشان را مطرح كنند. به همين علت دانش آموزان نالايق هم نمره قبولي گرفته وبه كلاس هاي بالاتر راه مي يابند وبه درس ومدرسه اهميتي نمي دهندو فشار معلمان زحمتکش را تا حد زيادي بالا مي برند. دانش آموزي كه بدون هيچ گونه زحمتي به خود، نمره قبولي را گرفته، در كلاس درس تنها حضور فيزيكي خواهد داشت وچه بسا بي احترامي ها نيز از اين گونه دانش آموزان به معلم صورت مي گيرد. معلم حق هيچ گونه تنبيه را نيز ندارد؛ چه بسا معلماني كه پس از تنبيه كردن حتي به حالت نوازش، پايشان به دادگاه كشيده شده وجريمه هاي سنگين را نيز متحمل شده اندوهيچ گونه حمايتي نيز از سوي آموزش وپرورش نشده اند. مسلما اين دو گزينه  باعث پررويي بيش از حد دانش آموزان شده ونه تنهاحاضر به درس خواندن نخواهند شد،بلكه هر گونه بي احترامي نيز از اين گونه دانش آموزان بايد انتظار داشت. من كه به علت علاقه فراوان به معلمي ،رشته روانشناسي باليني را رها كرده ومعلم جامعه شده ام، سال به سال  نسبت به درس ودانش آموزبي انگيزه تر مي شوم . طوري كه  قبل از برنامه ريزي كلاسي وتعيين روز ، چون دوروز در هفته بيكاري دارم ،تقويم را نگاه مي كنم و بعد روزهايم را انتخاب مي كنم تا بيشتر روزهايي را كه كار مي كنم به تعطيلي بيفتد.وبه قول آقاي قرائتي وقتي از صدا وسيما روزي را به دلايلي گوناگون تعطيل اعلام مي كنند ،اگر دانش آموز "جان" بگويد ،من "آخ جان" مي گويم.

 به نظر شما علت بي انگيزه شدن دلايل مذكور نيست؟ اگر شما هم جاي من بوديد اين گونه احساسي داشتيد. اگر هوس معلم شدن در سر داريد.ابتدا به نمونه هاي انشا واملايي كه متعلق به دانش آموزان اينجانب مي باشد وخودم  تصحيح كرده ام ،توجه كنيد . اكثر دانش آموزان نيزاين گونه هستند. تنها دلخوشي ما درهر كلاس ، دو سه نفري هستندكه توجه ما را به خود جلب مي كنند.من كه چشمم آب نمي خورداز دست اين خلايق تا بازنشستگي ام  سكته نكنم

      انشا ی یکی از دانش آموزان سال سوم راهنمایی

موضوع انشا :

تو نيكي مي كن ودر دجله انداز

كه ايزد در بيابانت دهد باز

                 

نوشته شده توسط يكي از دانش آموزان سوم راهنمايي مدرسه.....

جالب اين جاست كه از ۳۵ نفر دانش آموز كسي در هنگام قرائت انشا عكس العملي از خود نشان نمي دهد(نه نه نهنهنهنهنه)

*******************************************************              

املا نيز متعلق به یکی از دانش آموزان سال اول راهنمايي مي باشد كه از ۲۶ نفر ۱۱نفر صفر۷ نفر زير  ۵- ۳ نفر بين ۵و۱۰ و۵نفر بالاي ۱۰ گرفتندكه خوشبختانه يكي از آن ها نمره ۲۰ گرفت.(املا دركمال آرامش وبا خونسردي تمام گفته شد وهيچ يك از دانش آموزان مشكل شنوايي نداشتند)

  این هم املای فارسی اول راهنمایی همان مدرسه

اینها فقط نمونه هایی هستند.پارسال معاون باور نمی کرد که دانش آموزانش این گونه بارآمده باشند ولی وقتی خودش به عینه دید که بعضی ها بلد نیستند اسمشان را بنویسند سرش تلو تلو رفت وخدا قوتی هم به ما گفت وسریعا کلاس را ترک کرد. 


+ نوشته شده در  87/08/07ساعت   توسط  یدالله صحنه  |