دوستی از من خواست که شعر را تعریف کنم.
تاكنون كسي از شعر تعريف كامل وجامعي ارائه نداده است. شعر مانند
عشق بي كران است وهركسي ازديد خودآن را به گونه اي تعريف مي كند.
شعر از ديد من پروازاست به سوي افقي برتر با بار سنگين شكفتن.
" افق برتر"، آزاد شدن ازدردها و تعلقات است.
شعريعني نيروي آزاد كننده. شاعربا آگاهي ، مردم را بابيان هنرمندانه خوداز
دردهاي نهاني مطلع مي كند.اين بيان هنرمندانه نيروي آزاد كنندگي دارد.
مردم ازرنجي مبهم وناآشنا درد مي كشند.شاعرباكشف اين مسئله ،
درد آنها رافرياد مي كشد.همين فرياد،درمردم نيروئي به وجود مي آورد
كه به آزادي از آن درد منجر مي شود.بيان درديعني مبارزه با درد كه به
شيوه ي هنري آن پسنديده تر ومؤثرتراست.دردي كه مي گويم فراتر از درد
يك جامعه است؛يعني دردي كه جهان با آن مواجه است يا يك مليّت خاص
در گوشه اي از جهان. فرخي سيستاني براي رسيدن به عطايا
نتوانسته ازحصاراحساس و ماديات خود فراتر رود ؛ اما شعرهايي كه
خاقاني درحصارسروده ،دردي فراتر ازدرديك جامعه است.
"بارسنگين" ، به رنج افكندن شاعر براي درك وآگاهي دردهاي خاص يك
ملت كه گاهي جهان نیز دچارآن است . بیان هنری شاعر است که باید
انسان های رنج کشیده را به آزادي برساند.وقتي درد كشف شود ،
فكربهبودي درپي داشته وباعث مداواي درد مي شود كه همان " شكفتن"است.








